محمد سعيد جانب اللهى

105

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

كرده و مىكوبند و پودر آن را در پارچه مىريزند و پارچه را در ارتفاع دو تا سه سانتىمتر بالاى زخم نگه مىدارند و تكان مىدهند تا پودر روى زخم بريزد ، سپس روى زخم را با پارچهء تميز مىبندند ( همان : 258 ) . در تهران سفيداب قلع و موم عسل گرم كرده را به هم ماليده مىبندند ( شهرى : 5 / 422 ) . در اصفهان عصارهء پوست گردو تجويز مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در بوشهر زخم را با دم‌كردهء مريم گلى شستشو مىدهند و براى التيام گرد گل بابونه را روى زخم مىپاشند ، يا با جوشاندهء غليظ آن زخم را شستشو مىدهند ( افشار سيستانى ، 1369 : 474 ) . در الموت اگر زخم هنگام درو اتفاق افتاده باشد مقدارى يونجه را جويده بر روى زخم مىگذارند و پارچهء تميز روى آن مىبندند ، مرهمى از روغن زرد و آرد درست كرده و روى زخم مىگذارند ، يا از كوبيده گياه شيرواش « 1 » استفاده مىكنند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 231 ) . در گيلان هفت مرهم ( بارجه ، سقز ، موم ، روغن ، پيهء بز ، حب نشاط - تركيبى از مواد مخدر براى خواباندن بچه ) تركيب مىكنند و روى زخم مىگذارند ( پاينده : 262 ) . در سيستان جوشاندهء گياه زبان سگ را با آرد مخلوط مىكردند و براى پيشگيرى از عفونت و رفع سوزش روى زخم مىگذاشتند يا اشترك « 2 » را مىكوبيدند و مرهم مىكردند و روى زخم مىگذاشتند ( جانب اللهى ، 1381 : 244 ) . در خراسان اگر زخم آب كشيده باشد ، اندكى حنا و پيه بز و روغن عقرب روى آن مىگذارند ( شكورزاده : 253 ) . در مازندران برگ پش‌ولك « 3 » روى زخم مىگذارند ( سازمان ميراث فرهنگى ، 1381 : 90 ) . كردها : كنگر بيابانى ، بارهنگ ، ريشهء زرشك ، عسل ، حنا ، جو ، شنگ ، پوست انار ، هندوانه ابو جهل ، گندم و تاجريزى تجويز مىكنند ( صفىزاده : 179 ) . در دشتستان اگر خار نخل در پاى كسى برود ، خرما را در خاكستر داغ انداخته و در محل آسيب‌ديده مىمالند ( منصورىزاده و شمس الدينى : 198 ) . در كنگان براى درمان جراحت پياز داغ را با خرما گرم كرده و روى زخم قرار مىدهند ( شمس الدينى و رستمى : 146 ) .

--> ( 1 ) . s ? irv s ? ( 2 ) . os ? tork ( 3 ) . pes ? valak